سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند
و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره...من...تو...ما...
کجا ایستاده ایم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟...پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟...
زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و
چون همیشه امیدوار وسال نومبارک...
غربت
دنیا برای ما افاقه نمی کند
چشم ودلی مجاب کرایه نمی کند
در این سکوت سراسر فریب غم
دستی به سوی ما اشاره نمی کند
درد فراق و عتاب و خطاب
کس با دل رنجور ما مداره نمی کند
اینجا پر از هوای شب است
پس چون کسی هوس ستاره نمی کند؟
دل در حرم قفس وار خود نشست
دنیا برای کسی بزم عاشقانه نمی کند
سردم در این هوای سوز و گداز
اینجا دلی برای ما شراره نمی کند
دنیا سرای غم است و کفر وجود
دردی بدین عظیم گلایه نمی کند
دل در طناب غم است و کس
رنج عذاب را فرومایه نمی کند
راه است و چاه و دیده ی ناصواب
گویی کسی عقل سرمایه نمی کند
رنگ سکوت صدای مرگ هم
دست و دلم را اجابه نمی کند
بازم بنازم به مرگ بی نیاز
که کفنش را برای ما دراعه نمی کند
سیما خردمند
بهداشت90
قابل توجه کلیه دانشجویان
از تمامی عزیزانی که مطالبی را جهت چاپ در نشریه و یا ثبت در وبلاگ آماده نموده اند تقاضا می شود مطالب خود را به آقای مهدوی،خانم جاهدی(دانشکده پرستاری)آقای دهقانی،خانم خردمند(دانشکده پزشکی) تحویل داده و یا مطالب خود را با ذکر نام و ورودی به ایمیل انجمن شعر و ادب به آدرس Chakame87@yahoo.com ارسال نمایید.
